جواز کاربرد الحان درقرائت قرآن کریم وترتیب درست مقام ها درتلاوت
درروایاتی از معصومین آمده است که پیامبر اسلام ( ص ) پس از طلوع
فجر، با نغمه ی خاصی قرآن
را تلاوت می فرمودند که زنگوله نامیده می شد و تأثیر عمیقی بر روحیه ی
مستمع بر جای می گذاشت. عده ای نیز آن را
حجاز می دانند. سایر پیامبران بزرگ الهی نیز برای راز و نیاز با خداوند، نغمات مخصوصی داشته اند، از جمله نغمه ی راست منسوب به حضرت آدم (ع)؛ گوشه ی حسینی در بیات، منسوب به حضرت ابراهیم و داوود علیهما
السلام [ رجب نژاد، 37:1379 ].
از ائمه ی معصوم، امام کاظم (ع) خوش صداترین مردم در قرائت قرآن بود. آن حضرت به هنگام
قرائت بسیار محزون می شد و می گریست، به طوری که محاسن مبارکش به
اشک آغشته می شد و شنوندگان نیز به سبب
قرائت توأم با حزن آن جناب می گریستند [ ملاتقی، 59:1381 ].
پیامبر عظیم الشأن اسلام (ص) در خصوص چگونگی به کارگیری الحان و نغمات در تلاوت
قرآن کریم می فرمایند:
قرآن را به صورت عرب بخوانید و از آهنگ ها و الحان اهل فسق و گناهکاران بپرهیزید. پس از
من اقوامی می آیند که هنگام خواندن قرآن،
صدا را مانند غنا، نوحه خوانی و سرود خواندن رهبانان بغلطانند که از حنجره ی آنان تجاوز نمی
کند و قلوبشان واژگون است و هم چنین مردمی که رویه ی آنان برایشان شگفت
آور و خوشایند باشد [ بیگلری، 283:1372 ].
هدف از یادگیری نغمات و الحان :
هدف ما از یادگیری الحان و مقامات، رسیدن به اصل تحزین در قرائت قرآن است، زیرا این مقامات به عنوان ابزاری مطرح اند که ما می توانیم به وسیله ی آن ها مفهوم و محتوای آیات را با حس و عرفانی که نسبت به آن ها پیدا می کنیم، به خوبی انتقال دهیم. مراد از تحزین عبارت است از خواندن باوقار و طمأنینه ی قرآن و به تصویر کشیدن مفهوم و محتوای آیات در حین تلاوت. بنابراین تحزین برایند و نتیجه ی آن حس و عرفانی است که ما نسبت به آیات پیدا می کنیم و آن حس و شناخت ما را به سوی معبود و محبوب سوق می دهد [ نرم افزار مائده ].
قراء و قرائات هفتگانه قرآن:
قرائت قرآن و تلاوت آیات
آن یکی از مهمترین مسائلی قرآن به شمار می رود بطوری که از همان ادوار نخستین عده
ای پیوسته، به این کار همت گما شته و عهده دار قرائت و آموزش قرآن در جامعه اسلامی شدند.
بزرگان صحابه چون عبدالله
بن مسعود، ابی کعب، زید بن ثابت و ابوالدرداء در طبقه اول و عبدالله بن عباس و
ابوالاسود دوئلی و علقمه بن قیس و ... در طبقه دوم تا طبقه هشتم که بزرگانی از این قبیل و جود داشتند. قراء زمان پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و اله وسلم) که مسقیما
قرائات مختلف را از آن حضرت اخذ کرده بودند سعی می کردند معارف و اطلاعات خود را در اختیار دیگران قرار دهند و بعد از اصحاب، تابعین نیز از این گروه به شمار می آمدند که قرائت
و تعلیم قرآن را در جامعه اسلامی ارائه می
نمودند.
پیوسته, سلسله قراء (
قاریان بنام قرآن) و قرائت ها قرن به قرن
ادامه داشت تا اینکه در
اوایل قرن چهارم، ابوبکر بن مجاهد شیخ القراء بغداد قرائت ها را در هفت قرائت از هفت قاری بنام به رسمیت شناخت. که بعدها نیز سه قاری به آن اضافه شدند و قراء
عشره و سپس قراء چهارده گانه پدید آمدند. هر کدام از این قرائت ها به وسیله دو راوی از قاری مورد نظر روایت می شود. (تاریخ
قرآن آیت الله معرفت ص 140)
در دوره تابعین نخستین
کسی که با قرائت کتابی تدوین نمود ابان بن
تغلب شاگر امام زین العابدین (علیه السلام) می باشد با عنوان کتاب اقرائات. (
پژوهشی در تاریخ قرآن دکتر حجتی ص 311(
آری، گروهی از مسلمین پس
از دوره و عصر صحابه و تابعین در فن قرائت و کارایی در آن از شهرت چشمگیری برخوردار بودند و حتی شغل اصلی آنان بحث
و بررسی در مسئله قراآت بوده است.
عوامل اختلافات قرائات:
عوامل اختلافات در قرائت
قرآن به دوران صحابه، پس از وفات پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله وسلم) باز می
گردد. در آن زمان صحابه بر سر جمع و نظم و تالیف قرآن اختلاف پیدا کردند و همین
امر سبب شد که گاه و بی گاه بر سر قرائت
قرآن، میان قاریان دو گروه اختلافی پدید آید و هر گروه سعی می کرد قرائت خویش را
بر دیگری ترجیح دهد . این اختلافات باعث
شد که عثمان دستور
بدهد که مصحف واحدی تهیه کنند و از روی آن نسخه های متعدد و
متحد الشکلی تهیه نموده و به مراکز مهم کشور های اسلامی بفرستد. اما این امر مشکلی را حل ننمود و تا آن وقت مشکل بر سراختلاف قرائات قرآن بود.
از آن زمان به بعد مشکل
اختلاف مصاحف قرآن نیز پدید آمد که عوامل اختلاف مصاحف بیشتر د ر چند مورد بود که می توان به:
الف: ابتدایی بودن خط که
هنوز اثاری از آن رسم الخط باقی است.
ب: بی نقطه بودن حروف
ج: خالی بودن از علایم و
حرکات که وزن و حرکت کلمه را مشخص مینمود.
د: نبودن الف در کلمات که
چون خط عربی از خط سریانی نشأت گرفته است ودر خط سریانی مرسوم نبود که الف وسط کلمه را بنویسند و در
نتیجه اختلاف را ناشی می شد.
خلاصه اینگونه عوامل موجب شد که قرا بر سر رسیدن به قرائت با هم اختلاف کنند و هر یک طبق
اجتهاد خود و دلایل خاصی که داشت قرائت خود را توجیه کند.
قراء سبعه:
با توجه به توضیحاتی که بالا ذکر شد هفت قاری در ابتدا شکل گرفتند که هفت قرائت از آنها به ثبت رسید و در اینجا به شرح مختصری از ایشان
بسنده می کنیم:
1- نافع : ابوعبدالله نافع بن
ابی نعیم مدنی . ابن جزری
درباره او می گوید: نافع یکی از
قاریان و دانشمندان هفت گانه می باشد و او
مردی است مورد اعتماد و اصالتا اصفهانی است. ( البیان، آیت الله سید ابوالقاسم خوئی ص
194) و ضمنا یادآوری کرده اند که وی قرآن را نز د میمونه مولی ام
سلمه همسر رسول خدا (صلی الله علیه واله وسلم) قرائت نمود . (پژوهشی در تاریخ قرآن، دکتر حجتی ص 313). احمد حنبل قرائت او را تایید می کند ولی وی را در حدیث در مقام و
موقع شایسته ای نمی بیند.
نافع دو روای مشهور دارد: به نام قالون و ورش که همین قرائتی است که
در برخی از کشورهای مغرب عربی رایج است.
2- عبد الله بن
کثیر مکی: وی از ایرانیانی بود که کسری(پادشاه) ایران او را با
کشتیهایی که به یمن فرستاده بود برای فتح حبشه گسیل داشت. ( البیان، خوئی، ص
94)
ابن کثیر مردی فصیح و
بلیغ ودارای قامتی بلند و باوقار بود. و از جمع صحابه عبدالله بن زبیر و انس بن
مالکه را درک کرده و بر حسب نوشته ابوعمرو عثمان رانی قرآن را بر ابی سائب عبدالله بن سائب مخزومی برخوانده و قرائت آن را فراگرفته
و به ترتیب عبدالله بن سائب بر ابی بن کعب
وعمرو ابی و عمر بر رسول خدا (صلی الله علیه واله وسلم)
قرآن را قرائت کرده اند.
قرائت ابن کثیر را دو نفر
به چند واسطه نقل نموده اند: بزّی که اصلا ایرانی و از مردم همدان بود و موذن مسجد الحرام بود و به وسیله سائب بن ابی
سائب مخزومی اسلام آورد. و قنبل که هفت سال آخر
عمر خویش را فارغ از تدریس و قرائت گذراند.
3- عاصم بن ابی النجود کوفی: عاصم
از قراء معروف هفتگانه
و شیعی است و قرآن
را بر ابی عبدالرحمن عبدالله بن حبیب سلمی شیعی که یکی از یاران امیر المومنین علی
(علیه السلام) بود قرائت کرد. (تاریخ القرآن، عبدالله زنجانی ص 84) دو راوی مشهور
او حفض بن سلیمان پسر خوانده او و شعبة ابوبکر بن عیاش هستند . حفض قرائت عاصم را دقیق تر و مضبوط تر می دانست و قرائت عاصم به
وسیله او منتشر شده و تا امروز متداول است و در اکثر کشورهای اسلامی رایج است.
4-حمزه بن حبیب زیات کوفی: حمزه در طبقه چهارم
قراء کوفی قرار دارد و از نظر اجداد ایرانی است و زمان صحابه را درک کرده است. در میان قراء
سبعه حمزه نیز مانندعاصم شیعی است و قرآن
را بر امام صادق (علیه السلام) خوانده است. شیخ طوسی نیز حمزه را از اصحاب امام صادق (علیه السلام) معرفی کرده است. روایت است که
وقتی أعمش استاد حمزه، وی را می دید می گفت هذا حبر القرآن، این شخص مرد دانای
فزونمایه در قرآن است ( پژوهشی در تاریخ
قرآن، دکتر حجتی ص 330) از جمع راویان حمزه خلف و خلاد معروف می باشد.
5- ابوالحسن کسائی کوفی ازمردم سرزمین ایران بوده است و گویند در میهن خود در طوس
و یا ری فوت کرد. از قرائنی آشکار می گردد که کسائی نیز شیعی بوده است. او در نحو
و زبان عرب چیره دست بود به طوری که شافعی می گوید: هر که خواهان مهارت و کارایی
در نحو است باید جیره خوار و بهره ور از
کسائی باشد. ابوبکر انباری می گوید: در کسائی مزایای چند فراهم بود: چون عالمترین
مردم زمان در نحو و شناخت لغات غریب و پیچیده زبان تازه و یگانه دوران در ادب عربی بوده و در قرائت قرآن نظیر نداشت.
کسائی همچنینی مربی و
مأرب فرزندان هارون یعنی امین و مامون بود.
6-ابوعمروبن علاء بصری: او نیز از ایران بوده است ودر میان قراء سبعه از لحاظ کثرت اساتید و شیوخ قرائت کسی به پای او نمی رسد. ابوعمرو مدعی بود که من، هیچکس از
پیشینیان را عالم تر و آگاه تر از خود نمی شناسم (البیان، خوئی، ص
97) قرائت ابوعمرو بوسیله یحیت بن مبارک یزیدی به دو روای او یعنی دوری وسوسی رسیده است که هر دو مورد اعتماد
بودند
7- ابن عامر دمشقی: او از معمرین قراء سبعه به شمار می رود و دارای عالی ترین اساتید روائی بوده است. دو راوی مشهور وی هشام و ابن ذکران می باشد. از مجموع گزارش احوال قرائ سبعه به این نتیجه می رسیم که در میان آنها 5 ایرانی هستند که به ترتیب عبارت از نافع بی ابی نعیم، عبد الله بن کثیر، حمزه بی حبیب زیات کسائی و ابوعمرو بن علا و همچنین دو تن از راویان معروف قرائت قراء سبعه نیز ایرانی بوده اند که یکی از آنها بزی روای ابن کثیر و دیگر ابوحارث مروزی راوی قرائت کسایی است.
حدیثی از رسول اکرم (ص):
قال رسول الله (ص) اقرؤ القرءان بألحان العرب و أصواتها.
قرآن کریم را با لحن، صوت و آوای عرب تلاوت کنید.
6-امام ششم از رسول اکرم نقل می کند که ایشان فرمودند : برای هر چیز زیور و زینتی است و زیور قرآن صوت نیکوست.
حال با توجه به این آیات ، رواییات و احادیث به این نتیجه می رسیم که یک مسلمان باید حداقل به روانخوانی قرآن کریم مسلط باشد ، اضافه بر این هرکس به فراخور حال خویش بر رعایت موارد ذیل که از آیات و احادیث فوق استفاده می شود باید همت گمارد:
الف) خواندن آیاتی از قرآن کریم به طور مرتب و منظم.
ب) خواندن قرآن کریم با توجه به معنای ترتیل.
ج) قرائت قرآن کریم با رعایت لحن عربی.
د) قرائت قرآن کریم با صوت زیبا.
ه) تدبر و تأمل کردن در معنای قرآن کریم.
و) عمل کردن به احکام نورانی قرآن کریم
و رتلل القرءان ترتیلا . قرآن را با ترتیل، یعنی منظم ،شمرده شمرده ، روان و شیوا بخوان ودر معانی آیات اندیشه کن.
در رابطه با معنای (( ترتیل )) در آیه ی مذکور از حضرت علی (ع) سؤال شد که ترتیل چیست؟ فرمودند
الترتیل هو تجوید الحروف و معرفة الوقوفترتیل، تجوید و خوب ادا کردن حروف و شناخت محلهای وقف می باشد.
انواع ردیف مقامات در ترتیل :
تقدم و تأخر نغمات و چینش مقامات و كیفیت انتقال از یك نغمه به نغمه دیگر نیز از فنون قرائت است كه در ترتیل بایستی مورد توجه قرار گیرد. هر نغمه ای را در هر جای تلاوت نمیتوان اجرا كرد؛ بلكه انتخاب هر نغمه به نغمات قبل و بعد آن بستگی دارد. در انتخاب نغمه، ملاكهایی وجود دارد ؛ مانندِ:
الف) هماهنگی با نغمه قبلی و بعدی؛
ب) موضوع و مفهوم آیات؛
ج) مدت تلاوت ترتیل؛
د) طبقه صوتی كه در آن تلاوت میكنیم؛
ه) قالب و شكل كلمات و ظاهر آیات؛
و) طولانی بودن یا كوتاه بودن آیات.
در ترتیل خوانی میتوانیم از ردیفهای زیر برای تنغیم استفاده كنیم:
بیات ----› صبا ----› حجاز ----› سه گاه ----› رست ----› چهارگاه
نهاوند----› رست----› بیات----› صبا ----› حجاز----› سه گاه
عجم ----› نهاوند ----›چهارگاه ----› صبا ----› سه گاه ----› رست
رست ----› بیات----› صبا ----› نهاوند ----› حجاز
صبا ----› حجاز ----› نهاوند ----› رست ----› بیات
حجاز ----› سه گاه ----›رست ----› نهاوند----› صبا
چهارگاه ----› رست ----› نهاوند ----› صبا ----› عجم
عجم ----›صبا ----› نهاوند----› حجاز----› سه گاه
سه گاه ----›رست----› بیات ----› نهاوند ----› حجاز ----› چهارگاه
سه گاه ----› رست----› بیات----› صبا ----›عجم----› نهاوند